خدمات همزمان صوت و داده روي شبكه هاي بي سيم
![]()
در سال هاي اخير، دو فناوري بالنده به نام هاي شبكه ي رايانه اي بي سيم (WLAN) وارتباطات صوتي اينترنتي (VoIP) ظهور كرده اند. منظور از فناوري WLAN ، ايجاد شبكه هاي رايانه اي بي سيم است و فناوري VoIP نيز عبارت است از ارسال داده هاي ديجيتالي تماس هاي تلفني ، به صورت بسته هاي داده با استاندارد IP ، ازطريق شبكه اينترنت. با گسترش دو فناوري فوق، فكر تركيب آن دو مطرح شده كه با نام تركيبي ارتباطات صوتي برشبكه ي رايانه اي بي سيم (VOWLAN) شناخته مي شود. هدف از تركيب دو فناوري، بوجود آوردن امكان برقراري مكالمات تلفني به صورت VoIP ، بر روي شبكه هاي بي سيم WLAN است. معروف ترين استانداردWLAN ، استاندارد IEEE 802.11 است كه بيشتر با نام ديگر آن يعني، استاندارد ,واي- فاي ، شناخته مي شود. به وسيله اين استاندارد، رايانه ها، گوشي هاي

تلفن و ساير وسايل مي توانند به صورت بي سيم، به راحتي و بدون اشكال در ارتباط باشند. از طرف ديگر، VoIP در سال هاي گذشته به عنوان يك فناوري موفق و مقرون به صرفه براي برقراري تماس هاي تلفني، در مقايسه با شبكه هاي مبتني بر مدار، مطرح شده است. با فناوري VoIPمي توان داده و صوت رابه طور همزمان در شبكه هاي رايانه اي ، منتقل كرد. تركيب دو فناوري واي – فاي (WLAN) و VoIP با نام هاي مختلفي خوانده مي شود كه

مهم ترين آن ها عبارتند از فناوريVOWLAN يا فناوري تلفن واي - فاي. اهميت فناوريVOWLAN در افزايش كارايي حاصل از به كارگيري آن در ادارات ، موسسات و كارخانجات است. به كارگيري فناوريVOWLAN ، با فراهم آوردن امكان جابجايي كاركنان در محيط كار ( به خصوص در كارخانجات)، باعث افزايش توليد و به تبع آن سود حاصله مي شود. مطالعات و تجارب عملي نشان مي دهد كه اين مقدار از افزايش سود ، هزينه لازم براي ايجاد سامانه مبتني بر فناوريVOWLAN را جبران مي كند. فناوري DECT اصلي ترين رقيب فناوريVOWLAN در بازار است و براي ارايه خدمات تماس بي سيم به كار مي رود ولي بر اساس استاندارد اينترنت IP نيست. به همين دليل فناوري DECT مشكلات و كاستي هاي ناشي از به كار بردن استاندارد اينترنت IP را ندارد ولي از سوي ديگر براي قرار گرفتن در شبكه هاي نسل آينده كه به طوركامل مبتني بر IP هستند، مشكل دارد. هدف از اين نوشتار، معرفي دو فناوريVOWLAN و فناوري DECT است. پس از معرفي اجمالي، بازار موجود براي فناوريVOWLAN ، مزاياي آن و چالش هاي موجود بر سر راه توسعه اين فناوري، بررسي مي شود. آن گاه فناوري DECT معرفي مي شود و سپس، فناوريVOWLAN با فناوري DECT مقايسه مي گردد. در نهايت هم نتيجه گيري انجام مي شود. معرفي فناوريVOWLAN دو فناوري WLAN وVoIPازفناوري هاي مهم موجود در بازار هستند. منظور از فناوري WLAN شبكه هاي رايانه اي بي سيم است و فناوري VoIP نيز عبارت است از ارسال داده هاي ديجيتالي تماس تلفني ، به صورت بسته هاي داده با استاندارد IP ، بر شبكه اينترنت. با گسترش دو فناوري فوق، فكر تركيب آن دو فناوري مطرح شده است. هدف از تركيب دو فناوري، برقرار كردن تماس هاي تلفني به صورت VoIP ، بر روي شبكه هاي WLAN است. در اين شبكه ها، افراد با استفاده از گوشي هاي مخصوص ، به صورت بي سيم به شبكه رايانه اي متصل مي شوند و تماس ها به صورت VoIP از طريق شبكه رايانه اي بي سيم بر قرار مي گردد. فناوري WLAN ، يكي از فناوري هاي مهم در زمينه ايجاد امكان جابجايي (Mobility) در شبكه هاي رايانه اي است. استاندارد فناوري WLAN ، با واي – فاي و يا IEEE 802.11 شناخته مي شود. در سال 2002، تعداد آنتن هاي واي – فاي و همچنين وسايلي كه مي توانند با آنتن هاي فوق در ارتباط باشند ( و در حقيقت به شبكه متصل شوند)، نسبت به سال قبل حدود 80% رشد داشته است. 
همچنين در سال 2003، تعداد 10 ميليون از آنتن هاي واي – فاي در كل دنيا به فروش رفته است. ] مرجع 1[ فناوري VoIP نيز با كاهش سطح تعرفه هاي مكالمات تلفني، هم توسط شركت هاي مخابراتي و هم توسط كاربران به خوبي شناخته شده است. استفاده از اين فناوري باعث كاهش هزينه هاي مكالمات، به خصوص مكالمات راه دور شده است. در ادارات و موسسات بزرگ، صرفه جويي حاصل ازكاهش هزينه ها، سرمايه گذاري براي توسعه سامانه هاي تلفن داخلي مبتني بر فناوري VoIP را در اكثر مواقع توجيه مي كند.] مرجع 1[ تركيب دو فناوري WLAN و VoIP ، ركن اصلي فناوريVOWLAN است. هدف از اين فناوري جديد، به دست آوردن همزمان مزاياي دو فناوري WLAN و VoIP با هدف كاهش هزينه ها و افزايش كارايي در موسسات و كارجانجات بزرگ است.
بازار فناوري VOWLAN مانند ساير فناوري ها، در مورد فناوري VOWLAN نيز بازار مهم ترين عامل تعيين كننده است. تحقيقات و تجارب عملي نشان مي دهد كه موسسات و كارخانجات مي توانند با به كارگيري فناوري VOWLAN با كاهش هزينه مكالمات (به خصوص مكالمات راه دور) و افزايش كارايي، هزينه هاي خود را كاهش داده و سود را افزايش دهند. با ايجاد شبكه بي سيم مبتني بر فناوري VOWLAN ، سود شركت ها و موسسات به دو دليل افزايش مي يابد. اولا، به دليل آن كه كارمندان در حال حركت در محوطه، بوسيله گوشي هاي VOWLAN همواره در دسترس هستند، كارايي و بهره وري در محيط كاري افزايش مي يابد كه به نوبه خود موجب افزايش سود خواهد بود.
ثانيا، با برقراري مكالمات تلفني بوسيله استاندارد IP، هزينه مكالمات كاهش مي يابد و در نتيجه به افزايش سود، كمك خواهد كرد"
سایبر اسپیس اعتیاد است یا زندگی؟
![]()
اینترنت، دریای عظیمی است از اطلاعات، شاهراه و بزرگراهی است برای ارتباط دادن میلیونها انسان، با فرهنگها، زبانها و سلیقه های گوناگون و متنوع.
این روزها، همه چیز به سرعت در حال تغییر است. هر روز پدیده تازهای به جمع دیگر پدیدههای موجود اضافه میشود و اثری اجتناب ناپذیر بر پیكره جوامع بشری بر جای میگذارد. بحثهای هیجانانگیز بیشماری در میان اندیشمندان و محققین و دانشمندان علوم مختلف جریان دارد كه نگارش درباره آنها پایانی ندارد . . .
صدا زد «مایكروسافت»، لطفاً یك فنجان «جاوا» برای پدرت بیار! «پسر» با یك فنجان «چای» وارد شد و گفت: «نتاسكیپ» هنوز از خواب بیدار نشده، مدرسهاش دیر نشود!؟ بفرمایید این هم "جاوا" ... پدر!
پدری نام دو فرزند پسرش را عوض كرده است. او پسر بزرگترش را «مایكروسافت» صدا میزند و به پسر كوچكترش میگوید «نت اسكیپ». مادر بچه ها هم نام مخصوص به خودش را دارد و همگی عادت كرده اند او را «مادر برد» صدا كنند. پدر خود را «مرورگری» میداند كه عاشق «جاوا» و «خورشید یا همان SUN » و «پنجره»ها یعنی همان Windows است. او فردی رمانتیك است، در و دیوار خانه اش را با لوگوی شركتهای مایكروسافت، نت اسكیپ، Cisco و Sun تزئین كرده است و معمولاً پس از مراجعت به خانه، تی شرت هایی به تن میكند كه معمولاً روی آنها نوشته شده است :
Please Enter your Password
یا This Body is best viewed with MSIE ۳.۰ or Higher
راستی این خانواده را چه شده است؟ آیا این «اعتیاد» است یا اینكه تنها یك «شوخی» است؟
این روزها، همه چیز به سرعت در حال تغییر است. هر روز پدیده تازهای به جمع دیگر پدیده های موجود اضافه میشود و اثری اجتناب ناپذیر بر پیكره جوامع بشری بر جای میگذارد. بحثهای هیجانانگیز بیشماری در میان اندیشمندان و محققین و دانشمندان علوم مختلف جریان دارد كه نگارش درباره آنها پایانی ندارد و ساعتها میتوان از دقایق و جزئیات هر یك نوشت و آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
در بین آنهایی كه در این عصر ارتباطات و اطلاعات با كامپیوتر در ارتباط هستند، هر روز و شاید هر دقیقه و ثانیه بحث و موضوع تازهای بوجود می آید، كه برای تداوم زندگی بشر، آگاهی و اطلاع از آن برای تداوم «اندیشه» امری حقیقتاً اجتناب ناپذیر می نماید و این امر حتی آن گروه از متخصصین و كارشناسانی كه در رابطه مستقیم با كامپیوتر نیستند را نیز شامل میشود.
شاید بتوان گفت آنچه در بالا به آن اشاره كردم، یك پدیده جدید است. پدیده ای كه هنوز بسیاری از روانشناسان نمی دانند آن را چه بنامند.
شاید شما هم این روزها، در مطبوعات و رسانه ها عنوانی شبیه به عنوان این مقاله را دیده یا شنیده باشید. اما هسته اصلی این مقاله، روشن ساختن این واقعیت است كه پدیده «اعتیاد اینترنتی» آنقدرها كه در مطبوعات و رسانه بزرگ شده است جدی نیست! حقیقت این است كه در حال حاضر خبر اتصال و ارتباط با شبكه های اطلاعرسانی و بزرگراههای اطلاعاتی، داغ ترین عناوین خبری از دنیای فن آوری را به خود اختصاص داده است.
درست است كه در مورد استفاده از اینترنت و وب، همه به هیجان آمده اند و درست است كه عده ای از افراد ساعات بسیاری را صرف آن میكنند، اما آیا این واقعاً یك نوع «اعتیاد» جدید است كه گریبان انسان را گرفته است ؟ آیا نوع دیگری از «اعتیاد» است كه «روان» بشر را مورد تاخت و تاز و هجوم قرار داده است؟ در میان روانشناسان، بر سر این موضوع، هنوز اختلاف نظرهایی دیده میشود، اما بیشتر آن را یك «اختلال» میدانند تا «اعتیاد» و اگر بخواهند حالت اعتیادآور آن را مطرح كنند می گویند این موضوع یك «اختلال اعتیادآور» است.
آنها معتقدند كه بسیاری از افراد، پیش از اینكه اینترنت وارد زندگیشان بشود، از كامپیوتر تا سر حد افراط استفاده می كردند و به زبانی، به كامپیوتر معتاد بوده اند. برخی چنان به كامپیوتر و برنامه های نرم افزاری خود دل بسته اند كه حتی به اینترنت و وجود آن اهمیت نمی دهند. پس شاید بایستی این پدیده را به نوعی «اعتیاد به كامپیوتر» بنامیم.
اما بهتر است تند نرویم، پیش از اینكه كامپیوترها به چهارچوب خانه و كاشانه مردم وارد شوند، تلویزیون، ویدئو و بازیهای تلویزیونی بخش بسیاری از اوقات مردم را پر كرده بودند. راستی، آیا همین «تلفن» كه از لحاظ موضوعات مربوط به فن آوری، شكل پیشرفته ای از ارتباطات است و شاید در طبقه بندیها در شاخه «ارتباطات بواسطه كامپیوتر CMC » قرار گیرد وسیله و ابزاری نیست كه بتوان معتاد به آن شد؟! در آیندهای نه چندان دور ـ كه قسمت عمدهای از مسیر آن را طی كرده ایم ـ تلفن، كامپیوتر، فنآوری رادیو و تلویزیون، ویدیو و ماهواره ها و شاید بعدها ماشین لباسشویی و یخچال و ... همه و همه در یك «غول بی شاخ و دم» كه او هم بسیار اعتیادآور است ادغام شوند و آنوقت چگونه میتوان از شر آن خلاصی یافت؟
در اینجا، شاید بهتر آن باشد كه درباره یك نوع اعتیاد دیگر سخن بگوییم. اعتیادی كه دیگر «ماده»اش «اینترنت»، «رادیو»، «تلویزیون» و «تلفن» و ... نیست. شاید بهتر باشد، در این واپسین روزهای قرن بیستم، در آستانه قرن بعدی، از اعتیاد به قلمروهای تازه ای سخن بگوییم كه بشر با دست خودش ساخته است و یا خواهد ساخت.
اجازه دهید از «اعتیاد به سایبراسپیس» بگوییم، به قلمروهایی مجازی كه با استفاده از علم مهندسی كامپیوتر بوجود آمده اند. در این طبقه بندی گسترده تر، امور را از سطحی بالاتر می بینیم و موضوعات را در جای خود خیلی دقیقتر و با موشكافی بیشتر مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم. بین زیر شاخه ها و زیرطبقه های این طبقه بندی مسلماً میتوان خطوط متمایز كنندهای رسم كرد و آنجاست كه دیگر، موضوعات را با هم قاطی نمیكنیم. از این سطح اگر نگاه كنیم، دیگر چیزی به نام «اعتیاد به اینترنت» نمی بینیم. از اینجا، بین آن كودك دبستان نرفته ای كه در خانه، قسمت عمده ای از وقتش را صرف كشتن «دشمنان مجازی» و «هیولاهای غول پیكر» میكند و كودك همسن و سال دیگری كه برای فراگیری زبان انگلیسی ده بار سی دی «آموزش زبان» را از اول اجرا می كند تفاوت خواهیم گذاشت.
از اینجا، بین آن نوجوانی كه در مدرسه، پشت كامپیوتر سرگرم بازی است و از اینترنت به عنوان سرگرمی استفاده میكند و آن خانم خانه داری كه حاضر است سالی هفتصد هزار تومان برای استفاده از اینترنت به «یك ISP» بدهد تا از آخرین شیوه های تربیت فرزندانش مطلع شود تفاوتهای فاحشی نمایان است. همین خانم خانه دار مسلماً با مهندسی كه در شركت، از اینترنت برای اطلاع از آخرین دستاوردهای علمی و فنی دانشگاههای سراسر جهان استفاده میكند فرق دارد.
هریك از این افراد شاید ساعتها از وقت روزانه خود را صرف كامپیوتر و اینترنت نماید. برخی از آنها فقط به دنبال تفریح و سرگرمی اند و برخی دیگر برای پاسخگویی به یك نیاز.
«اعتیاد به سایبراسپیس» شاید بتواند برخی از نیازهای اجتماعی افراد را برآورده سازد. آدمی كه كمرو و خجالتی است و نمیتواند در محیط های واقعی، ارتباطات اجتماعی و مستحكمی را با سایرین برقراركند، در خانه، مدرسه، دانشگاه یا محل كار، - پشت دستگاه كامپیوتر خود- به محیط و قلمروهای مجازی روی می آورد تا بدون كوچكترین احساس خجالت، وارد «اتاق گفتگویی Chat Room » شود، سلامی به حاضرین ـ افراد غریبهای كه هیچگاه آنها را ندیده است ـ ارسال كند و ساعتی با آنها به گفتگو بپردازد. «اعتیاد به سایبراسپیس» شاید جنبه ای از «اعتیاد به كار» Workaholism باشد و شاید هم در نهایت، اصلاً وجود نداشته باشد و ما آن را بی جهت تا به این حد جدی می گیریم.
حقیقت این است كه رسانه ها و مطبوعات خیلی به موضوع اعتیاد به «اینترنت و سایبراسپیس» پرداخته اند. شاید این امر فقط به این خاطر است كه موضوع اینترنت و شبكه های اطلاع رسانی و مالتی مدیا، موضوعاتی داغ و جدید هستند. اما باید توجه داشت كه این امر می تواند موجب بروز اختلال در جنبه های دیگری از «روان» انسان شود. آیا باید افرادی كه از كامپیوتر چیزی نمی دانند و حتی یك بار هم به اینترنت متصل نشده اند را تا این حد نگران ساخت؟
اینترنت، دریای عظیمی است از اطلاعات، شاهراه و بزرگراهی است برای ارتباط دادن میلیونها انسان، با فرهنگها، زبانها و سلیقه های گوناگون و متنوع. اگر اینترنت این است، اگر این شبكه شبكه ها، ابزاری است برای فراگیری بیشتر، آموزش بیشتر، خلاقیت و نوآوری های بیشتر، پس چرا از اعتیاد به «اینترنت»، همیشه برداشتهایی منفی داریم؟ اگر از جنبه های مثبت، آن نگاه كنیم، اگر وسعت دیدمان را بازتر كنیم، دریچه های بازتری بر ما گشوده خواهد شد كه پیش از آن، شاید تجربه اش نكرده ایم. شاید وقت خود را صرف عادات بیهوده دیگری كرده ایم كه فرصت این تجربه های جدید را به خود نداده ایم.
در بررسیهایی كه توسط محققین و پژوهشگران به عمل آمده است، در جوامع غربی از افرادی سخن به میان آمده است كه گفته اند: «به خاطر اینترنت، مرا از مدرسه بیرون كردند!» ، «چون به اینترنت معتاد شده بودم، همسرم از من طلاق گرفت.»، «كارم را به خاطر اینترنت از دست دادم، چرا كه بیشتر اوقات كاری ام را صرف خواندن مجلات ورزشی كرده بودم.» اگر افرادی از این دست پیدا می شوند كه نتوانسته اند با برنامه ریزی و مدیریت صحیح، از وقت خود به نحو شایسته استفاده كنند و در برابر امیال خود ضعیف عمل كرده اند، نباید تمامی تقصیرها را بر گردن «اینترنت» ـ این فرانكشتاین جوان ساخت بشر ـ انداخت. در مورد سایر اعتیاد ها، یك گفته كاملاً صدق میكند و آن این است كه بین شور و شوق «طبیعی» و تمایلات «غیر طبیعی» خط جداكنندهای وجود دارد. بشر در طول سالها، به زندگی بر روی این كره خاك عادت كرده است، اعتیاد او كاشتن و داشتن و برداشتن است، آیا زمین بد است؟ آیا چون از دل خاك، «خشخاش» به عمل میآید، خاك را باید از بین برد؟
اعتیاد میتواند «سالم» باشد، میتواند «ناسالم» باشد. اگر از انجام یك بازی یا سرگرمی لذت می برید و خودتان را شیفته آن می یابید، دوست دارید ساعتها از وقت خود را صرف آن كنید، این ممكن است به خاطر آن باشد كه از انجام آن سرگرمی، چیزی آموخته باشید و «خلاقیت» شما را شكوفا كرده باشد. اگر بازی یا سرگرمی سالمی بتواند شما را به دیگران «نشان دهد» و تصویر واضحی از «خود» واقعی شما را بر پرده ذهنتان ترسیم كند، آیا صرف ساعاتی از شبانه روز به آن بازی اعتیادی است كه مثل اعتیاد به «قمار»، ویران كننده است ؟
حتی در برخی از عادات و اعتیادهای «ناسالم» نیز می توان مشخصه های «مثبتی» را تشخیص داد. كسی كه به خاطر اینترنت، كارش را از دست داده است، درست مثل كسی است كه سر میز قمار، زندگی اش را باخته است. این افراد را دچار یك نوع «اعتیاد پاتولوژیك واقعی» می دانیم. در این نوع موارد اعتیاد، «بدی» از «خوبی» پیشی می گیرد و موجب می شود كه افراد نتوانند در «دنیای واقعی» خود درست عمل كنند و به همین جهت، از خود علائم و اختلالاتی را بروز میدهند كه موجب بالا رفتن آمار طلاق، اخراج از مدرسه، اخراج از كار، خشونت، اذیت و آزارهای خیابانی، مزاحمت های تلفنی و ... می شود!
در مورد اعتیاد، تقریباً می توان گفت كه همه چیز میتواند هدف قرار گیرد و بشر ذاتاً میتواند به هر چیزی عادت كند. مواد مخدر، دارو، خوردن، خوابیدن، ورزش كردن، قمار، ولخرجی، سكس، كار كردن و هر چیز دیگری كه بتوانید نامی از آن را به ادامه این فهرست اضافه كنید، بالاخره در جامعه افرادی را خواهید یافت كه به آن معتاد شده اند و بخشی از زندگی خود را صرف آن كرده اند.
EDGE
EDGE
واپسين پله ميان(2) GPRS و (3) UMTS شبكه EDGE است كه نويدبخش سه برابرسازي ظرفيت شبكههاي GSM با صرف اندكي هزينه است. فناوري EDGE به بهرهبردار امكان ميدهد با ارائه مجموعهاي از خدمات اينترنتي و چندرسانهاي به درآمدهاي تازهاي دست يابد. EDGE ساده و ارزان مينمايد اما به هر حال دست آورد ارتقاء دادن شبكه GPRS به شبكه EDGE بايد از چنان كيفيت خدماتي برخوردار باشد كه برآورنده نيازهاي كاربردهاي داده محور باشد.
با EDGE ميتوان عمليات سوئيچ مداري و سوئيچ بستهاي در شبكه GSM را تقويت كرد. EDGE نوع سوئيچ بستهاي، معروف به GPRS تقويت يافته(4) (EGPRS) ارتقائي متكامل از شبكههاي موجود GPRS است و به بهرهبرداران امكان ميدهد با استفاده از طيف نسل دوم، خدمات چندرسانهاي و اينترنت همراه پرسرعت ارائه دهند. همين ويژگي EDGE است كه آن را محبوب بهرهبرداران GSM كرده است.
براي بهرهبرداران داراي مجوز UMTS ، شبكه EDGE راهي پركشش براي ارائه خدمات نسل سوم در خارج از نواحي شهري متراكم به دست ميدهد. هنگامي كه مشترك از ناحيه پوشش UMTS بيرون ميرود افزايش سرعت ارسال داده، افت كيفيت خدمات را تا حدي جبران ميكند.
ارتقاء شبكه GSM به EDGE بيش از 2 يورو براي هر لينك راديويي هزينه ندارد. در واقع بهرهبرداران با ارتقاء فرستنده گيرندههاي ايستگاههاي پايه بخش اعظم عمليات ارتقاء را انجام دادهاند و نيازي به تغيير طراحي سلولها يا شبكههاي هسته نيست. اما بهرهبرداراني كه به سراغ EDGE ميروند همواره بايد سرنوشت بهرهبرداران اوليه GPRS را ياد داشته باشند كه نتوانستند به علت فروش بيش از حد، خدمات و كاهش كارآيي، مشتركين زيادي را به دست آورند. براي آنكه مزيتهاي EDGE محقق شود از چنين خطاهايي بايد برحذر بود و به تضمين كارآيي شبكه نهايت دقت را داشت.
معيارهاي كارآيي
براي سنجش كارآيي شبكههاي IP (مثل شبكه EGPRS) از چهار معيار گذردهي، اتلاف، تأخير و لغزش ميتوان بهره گرفت. تأثير هر كدام از اين معيارها بركيفيت خدمات به كاربر و يا خدمات موردنظر بستگي دارد.
گذردهي به معناي تعداد بايتهايي است كه ميتوان در هر ثانيه از خط ارتباط EDGE عبور داد و بنابراين بيانگر قابليت هر لينك در ارائه خدماتي مانند گشت و گذار در اينترنت يا ارسال ويديو به صورت بيدرنگ است. اتلاف به درصد بستههاي دادهاي از دست رفته در شبكه اطلاق ميشود. بستههاي از دست رفته را دوباره بايد ارسال كرد كه اين سرعت انتقال دادهها براي مشترك را كاهش ميدهد. تأخير به ميزان زماني گفته ميشود كه صرف انتشار بستههاي IP از طريق شبكه ميشود. تأخير هم بر سرعت ارسال داده از ديد مشترك اثر منفي ميگذارد و از جمله معيارهاي كليدي در ارتباطات صوتي بيدرنگ است. معيار آخر نيز لغزش است كه به تغييرات آماري تأخير اطلاق ميشود.
در EDGE از مدولهسازي 8-PSK استفاده ميشود كه ميتواند با استفاده از شكافهاي زماني استاندارد GSM گذردهي دادهاي GPRS را سه برابر كند. اما EDGE شمار شكافهاي زماني را افزايش نميدهد، بنابراين بهرهبردار همچنان با محدوديت ظرفيت در بسياري از موارد مواجه است. در واقع ممكن است EDGE اوضاع را بدتر هم بكند زيرا با ارائه خدمات جديد و پرسرعت سبب ميشود حجم انتقال دادهها به گونهاي سرسامآور افزايش يابد. شكي نيست كه افزايش ترافيك دادهها باعث افزايش درآمدها ميشود اما بسياري از بهرهبرداران هم دچار معضلي به نام كمبود ظرفيت ميشوند.
بهينهسازي
بهرهبرداران براي رفع معضل كمبود ظرفيت بايد تخصيص درست كانالها را در دستور كار قرار دهند. يعني بايد كانال را به گونهاي به كاربردها اختصاص داد كه مشتركين در موقع و مكان مناسب خود به پهناي باند كافي دسترسي داشته باشند. براي مثال، مشتركي كه ميخواهد حجم بزرگي از دادهها را بارگذاري كند از كاهش ناگهاني پهناي باند دلخور ميشود اما كاربري كه دارد از پست الكترونيكي استفاده ميكند حتي متوجه چنين كاهشي نميشود.
ترازبندي ظرفيت براساس شمار كاربران و ميزان پهناي باند لازم براي كاربردهاي موردنظرش در تمامي زمانها، محور اصلي عمليات بهينهسازي را تشكيل ميدهد. تخصيص بسامد، كار دشواري نيست زيرا ميتوان از كانالهاي EDGE در چارچوب طرح موجود تخصيص بسامد استفاده كرد و آنها را همانند كانالهاي GSM تخصيص داد.
بهرهبردار بايد براساس سوابق كاربران و آزمايشهاي ميداني نيازهاي مقدماتي را به گونهاي سنجيده پيشبيني كند و فقط به تخصيص بسامد اكتفا نكند. سرانجام، بهرهبردار بايد براي تك تك كاربردها و مشتركين كيفيت خدمات را به گونهاي مؤثر و به طور مداوم تحت پايشگري قرار دهد.
EDGE به طور بالقوه داراي قابليت افزايش چشمگير سرعت ارسال دادهها است اما بهرهبرداران بايد در عمل از كاهش سرعت ارسال دادهها به علت تداخل جا نخورند و خود را آماده براي مقابله با چنين وضعي كنند. روش مدولهسازي 8-PSK كه در EDGE به كار ميرود در قياس با شيوه مدولهسازي مورد استفاده در GSM/GPRS در برابر تداخل بسيار حساستر است.
در نتيجه، برخي از سلولهاي موجود خيلي بزرگ هستند و نميگذارند كه از امكانات بالقوه EDGE در حوزه سرعت ارسال به طور كامل بهرهبرداري شود و سرعت ارسال دادهها در مرز سلولها كاهش مييابد.
در كاربردهاي مبتني بر پروتكل كنترل انتقال بايد تمامي دادههاي از دست رفته بر اثر تداخل را دوباره ارسال كرد و اين اثر منفي زيادي درلايه كاربرد به جاي ميگذارد و در نهايت باعث ناخرسندي كاربر ميشود. براي حل اين معضل دو راه وجود دارد، يكي كوچك كردن اندازه سلولها و ديگري استفاده از شيوههاي كدگذاري بهتر. شيوه دوم باعث ميشود شمار دفعات ارسال دادهها كاهش يابد.
افزايش سرعت ارسال دادهها به معناي افزايش حجم جابهجايي دادهها در شبكه هسته است كه اين الگوي ترافيك را به گونهاي چشمگير تغيير ميدهد. اغلب ادعا ميشود كه در EDGE نيازي به تغيير شبكه هسته نيست و اين از ديدگاه پروتكلي درست است. اما ممكن است شبكه هسته موجود داراي ظرفيت لازم براي پوشش دادن EDGE نباشد. بهرهبرداراني كه ميخواهند به سراغ EDGE بروند بايد شرايط EDGE را شبيهسازي كنند و شبكه هسته را تحت آزمايشهاي دقيق قرار دهند.
تأخير ميتواند در شبكه هسته يا ساير شبكههاي درگير با انتقال دادهها ايجاد شود. بنابراين اگر همه شبكه هسته سلولي از لحاظ پوشش دادن حجم دادهها كم و كسري نداشته باشد ممكن است شبكههاي همكارش ناتوان باشند و اين عامل تعيين كنندهاي در موضعگيري مشتركين در قبال شبكه تلفن همراه به حساب ميآيد.
ايستگاه پايه GSM/GPRS را ميتوان با افزودن فرستنده گيرنده جديد و نرمافزار مناسب ارتقاء داد. اما اين اصلاحات نبايد بر خدمات موجود GSM/GPRS اثر نامطلوب بگذارد. GPRS و EDGE از لحاظ پايشگري عمليات سامانه ايستگاه پايه با هم فرق دارند. EDGE براي تضمين كيفيت خدمات بايد واسط بين فرستنده و گيرنده پايه و كنترل كننده دستگاه پايه را به دقت تحت پايشگري قرار داد. در مورد واسط بين كنترل كننده ايستگاه پايه و مركز سوئيچ خدمات تلفن همراه نيز همين موضوع صادق است.
بهرهبردار از همان آغاز بايد با انجام آزمايشهاي ميداني گسترده، مطلوب بودن كيفيت خدمات را تضمين كند. نخستين كار تعيين معضلات مربوط به گذردهي، اتلاف داده، تاخير و لغزش است و سپس بايد قبل از ارائه خدمات به مشتركين اين نارساييها را برطرف كرد. با آنكه ميگويند اثر فني EDGE بر زيرساخت موجود GPRS اندك است.تجربههاي مربوط به گذار از GSM به GPRS نشانگر آن است كه گاهي مشكلات غافلگيركننده ناخوشايندي پيش ميآيد.
با انجام امكان سنجيهاي كامل قبل از اجراي عمليات گذار ميتوان از بسياري از مشكلات پرهيز كرد. سپس بايد به سراغ آزمايشهاي ميداني تحت شرايط شبيهسازي شده هر چه نزديكتر به واقعيت، رفت. بهرهبرداران بايد دستگاههاي اندازهگيري خوبي را به كار گيرند كه آمار شبكه را به دست دهند و كيفيت خدمات را همان گونه كه مشتركين تجربه ميكنند اندازهگيري كنند. اين گونه است كه ميتوان رضايت و وفاداري مشتركين را از طريق اندازهبندي درست سلولها، مكانيابي درست و برنامهريزي درست شبكههاي دسترسي و هسته، به حداكثر رساند.
به محض ايجاد شبكه EDGE نيز بايد شبكه را تحت پايش مؤثر قرار داد و ايرادها را به سرعت شناسايي و برطرف كرد. پايشگري در بهينهسازي طراحي شبكه و تخصيص فركانس نيز نقشي كليدي ايفا ميكند. با پايشگري مداوم است كه ميتوان معضلات مانند تداخل و نوين در شبكه بيسيم را شناسايي كرد.
EDGE چالشهاي تازهاي فراروي بهرهبرداران ميگذارد اما بسياري از معضلات شبيه همانهايي است كه در آغاز ايجاد شبكههاي GPRS رخ داده بود. اما اكنون بهرهبرداران به لطف ابزارهاي دقيق پايشگري و آزمايشهاي ميداني از آمادگي بيشتري برخوردار هست.
منبع:
ماهوارههاي مسيرياب، GPS
ماهوارههاي مسيرياب، GPS
تاريخ مسيريابي قدمتي برابر با تاريخ تمدن بشر دارد. از همان روزهايي كه انسانها جهت تهيه غذا از محل زيستگاه خود (جنگل يا غارها) خارج شدند. نياز به وسيلهاي داشتند كه مسير را به آنها نشان دهد، برعكس بعضي از پرندگان و حيوانات كه بطور غريزي مسير خود را مشخص مينمايند، انسانها داراي چنين غريزهاي نيستند و هميشه نياز به وسيله و ابزاري دارند كه مسير را برايشان مشخص نمايد. در آغاز شروع مسافرت با كشتي اين مسافرتها منحصراً يا در امتداد رودخانهها و يا موازي با ساحل انجام ميگرفت و از علائم مشخص جهت راهنمايي استفاده ميگرديد.
كلمه Navigation از دو كلمه لاتين به معني كشتي (Ship) و حركت (Move) گرفته شده است و اساساً به معني پيدا نمودن مسير در دريا ميباشد. اما بعدها با شروع مسافرت در فضا و خشكي اين كلمه به مفهوم مسيريابي در هوا، خشكي و دريا بكار برده شد. مسيريابي اوليه توسط اجرام سماوي و قطبنماهاي مغناطيسي انجام ميگرديد، با پيشرفت عدم و تكنولوژي امروزه از سيستمهاي پيشرفته ماهوارهاي استفاده ميشود. ماهوارههاي مسيرياب قادر به مشخص نمودن طول و عرض جغرافيايي، ارتفاع از سطح دريا، سرعت، فاصله و زمان با دقت بسيار بالا ميباشند.
NAVSTAR يكي از سيستمهاي ماهوارهاي مسيرياب ميباشد كه اين اطلاعات را در اختيار قرار ميدهد. اين سيستم دقتي در 15 متر را دارا ميباشد. سيستم NAVSTAR جايگزين سيستم سري TRANSCT گرديد كه اطلاعات مسيريابي را جهت استفادههاي نظامي و كاربردهاي غيرنظامي و مشخص تهيه مينمود. خصوصاً براي دريانوردي.
يكي از مهمترين سيستمهاي مسيرياب ماهوارهاي سيستم GPS ميباشد كه در ذيل توضيح داده ميشود.
GPS چيست؟
GPS يا (Golobal Positining System) يك سيستم ماهوارهاي است كه توسط وزارت دفاع امريكا ساخته شده است. و اطلاعات دقيقي از محل، و زمان را در سراسر دنيا در اختيار كاربرها قرار ميدهد. سيستم GPS سيگنالهايي را ارسال مينمايد كه توسط گيرندههاي GPS دريافت ميشود و موقعيت مكاني، سرعت و زمان را در هر جاي كره زمين در هر موقع از روز يا شب و در هر شرايط آب و هوايي محاسبه مينمايد. سيستم مكانياب جهاني يا GPS يك منبع ملي و مورد استفاده بينالمللي براي يافتن موقعيت محل، مسيريابي و زمان سنجي ميباشد. و از سه قسمت تشكيل يافته است.
فضا، كاربر، كنترل( Space , User , Control )
سيستم GPS شامل 3 بخش، فضا، كنترل و كاربري ميباشد. بخش فضايي شامل آرايش ماهوارهها در فضا با (Constellation) ميباشد. اولين سري اين ماهوارهها در سال 1978 در مدار قرار داده شد. و در سال 1986 توسعه و تكميل آرايش ماهوارهاي سيستم GPS به علت جلوگيري از خطرات ناشي از عدم مسيريابي انجام پذيرفت. در فوريه 1989 آرايش ماهوارهاي سيستم GPS با 24 يا تعداد بيشتري ماهواره در مدار كامل و فعال گرديد. سيستم كنترل توسط ارتش آمريكا انجام ميگيرد كه رديابي و نگهداري آنها را در مدار كنترل مينمايد.
بخش كاربرها، شامل كاربرهاي نظامي و شخصي هر دو ميباشد. كاربرهاي نظامي از سيستم GPS به عنوان، مسيريابي، شناسايي، و سيستم هدايت موشكي استفاده مينمايند و كاربرهاي شخصي هم ميتوانند همانند نظاميها و براساس نياز از اين سيستم استفاده كنند.
بخش فضايي( Space Segment )
ماهوارههاي GPS در حدود 900 kg وزن و 5 متر با نيلهاي خورشيدي طول دارند. عمر مفيد اين ماهوارهها براي5/7 سال طراحي شده است اما اغلب مدت زمان بيشتري در مدار مورد استفاده قرار ميگيرند. پنلهاي خورشيدي نيروي اوليه را تهيه مينمايند و نيروي (تغذيه) ثانويه توسط باطريهاي Nicod تأمين ميشود.
در هر ماهواره چهار ساعت (Clock) اتمي فوقالعاده دقيق نصب گرديده است. در سپتامبر 2001 تعداد ماهوارههاي مورد استفاده در مدار 27 عدد بوده است.
مدارات ماهوارهها( Satellite orbits )
شامل 6 مدار با فاصله 60 درجه و در هر مدار 4 ماهواره وجود دارد و اين امكان را فراهم ميسازد كه با وجود اشكال و خرابي 2 ماهواره در هر مدار سيستم كار نرمال خود را انجام دهد. هر سطح مداري شيبي برابر با 55 درجه با سطح مدار استوايي دارد. ارتفاع زياد مدار (km 20000) باعث ثابت ماندن ماهوارهها در مدارشان ميشود. همچنين ارتفاع زياد ماهواره باعث پوشش منطقه وسيعي در روي زمين ميشود.
ماهوارههاي GPS هر نقطه در روي زمين را 2 بار در روز پوشش ميدهند (از هر نقطه در روي زمين دوبار در روز ميگذرند).
سيگنالهاي ماهواره( Satellite Signals )
هر ماهواره يك سيگنال مسيريابي كه شامل عناصر مداري، وضعيت ساعت (Clock)، زمان سيستم و وضعيت پيامها ميباشد را ارسال مينمايد. به علاوه يك تقويم نجومي (almanac) تهيه ميشود كه اطلاعات (تقريبي) را براي هر ماهواره فعال ارسال نمايد. سيگنالهاي راديويي با سرعت نور منتشر ميشوند. سيصد هزار كيلومتر در ثانيه، مدت زمان 06/0 ثانيه طول ميكشد كه سيگنال ارسالي از ماهواره GPS به زمين برسد. اين سيگنالها با قدرت كم (حدود 300 تا 350 وات در طيف مايكروويو) ارسال ميگردند.
كد C/A (Coarse A qwsition Cood) براي استفاده كاربرهاي شخصي در دسترس ميباشد و به عنوان (SPS) (Standard Positining Service)
مسيريابي استاندارد.
PPS يا Precise Positioning Service سرويس مكان يابي دقيق كه منحصراً در دسترس كاربرهاي نظامي و كاربرهاي مجاز ميباشد.
سيگنالهاي ماهواره به خط مستقيم جهت رسيدن و استفاده گيرندههاي GPS نيازدارند.
درخت، ساختمان، كوه و حتي دست و يا بدن ميتواند سيگنالهاي ماهوارهها را بلوكه نمايد.
تقويم نجومي يا Almanac شامل اطلاعاتي راجع به مدارات 24 ماهواره ميباشد. يك گيرنده GPS از تقويم نجومي كه در پيامهاي ديتاي ماهواره وجود دارد براي موقعيت هر ماهوارهاي كه رديابي ميكند استفاده مينمايد. نرم افزار mission planning براي تهيه گراف و موقعيت ماهوارههاي قابل رؤيت و بهترين زمان بررسي در منطقه مخصوص، از تقويم نجومي استفاده مينمايد. تقويم نجومي براي مدت 30 روز معتبر ميباشد، اما هر بار كه گيرنده GPS روشن ميشود بطور اتوماتيك تقويم نجومي را دريافت ميكند (در مدت زمان 15 دقيقه). استفاده از تقويم نجومي به روز يا up-to-date براي استفاده از ماهوارههايي كه در ديد گيرندههاي GPS قرار ميگيرند بسيار مهم ميباشد.
بخش كنترل Control Segment
بخش كنترل شامل پنج ايستگاه مونيتور در اقصا نقاط جهان شامل هاوايي، كواجالين، جزيره اسنشن، ديوگوگارسيا و كلورادو ميباشد. ايستگاه (MCS) يا مركز كنترل در كلورادو قرار دارد. ايستگاههاي مونيتور، ماهوارهاي در معرض ديد را رديابي مينمايد و اطلاعات فاصله را جمعآوري و اين اطلاعات را در ايستگاه MCS تجزيه و تحليل و سپس مدارات ماهوارهها را مشخص مينمايد و پيامهاي هر ماهواره مكانياب را به روز مينمايد. اطلاعات به روز شده از طريق آنتنهاي زميني به ماهوارهها ارسال ميگردد. ماهوارههاي GPS 1- پيامهاي اطلاعاتي ماهواره (موقعيت و زمان) 2- تقويم نجومي 3- اصلاح مداري را كه از ايستگاه MCS دريافت مينمايند، ارسال ميكنند و گيرندههاي GPS از تمامي اين اطلاعات جهت محاسبه موقعيت استفاده مينماييد.
بخش كاربري User Segment
بخش كاربري شامل گيرندههاي GPS ميباشد كه موقعيت محل، سرعت و زمان دقيق را در همه جاي دنيا مشخص مينمايد. كاربردهاي GPS تقريباً در تمامي زمينهها، از حمل و نقل و كنترل منابع طبيعي و كشاورزي وجود دارد. بعنوان مثال:
- استفاده از GPS براي هدايت هليكوپترها و مشخص نمودن محلهاي مورد نظر، خصوصاً در عمليات نجات آسيبديدگان.
- استفاده از GPS جهت تهيه نقشههاي كشاورزي.
- استفاده از GPS در مسيريابي هواپيماها و يا علامت گذاري مناطقي كه بايد سمپاشي شود.
- استفاده از GPS براي دريانوردي.
- استفاده از GPS براي مسيريابي در جنگلها.
- تركيبي از GPS/GIS جهت پيدا نمودن سريعترين مسير به مقصد استفاده ميشود. حتي از GPS براي تحويل ساندويچ و پيتزا به منازل استفاده ميگردد.
طريقه كار GPS چگونه است؟
از اندازهگيري فاصله بين گيرنده و ماهواره استفاده مينماييم. ماهوارهها در نقاط مشخصي ميباشند و گيرندههاي GPS در روي زمين و منطقه ناشناختهاي هستند. امواج راديويي با سرعت نور حركت ميكنند. با ضرب زمان حركت سيگنال از ماهواره تا گيرنده GPS درkm/s 300000 فاصله ي بين ماهواره و گيرنده مشخص ميشود. اگر ما از محل 4 ماهواره اطلاع داشته باشيم و مقدار فاصله آنها از گيرنده مشخص گردد، در يك فضاي 3 بعدي ميتوان محل خود را محاسبه نمود.
12000 مايل شعاع كرهاي ميباشد كه مركز آن ماهواره است (پترن ماهوارهها كروي و فاصله آنها تا زمين 12000 مايل است) محل يا موقعيت ما ميتواند هر جاي در روي اين كره باشد.
اندازهگيري دوم (ماهواره دومي)، سطح تقاطع دو كره يك دايره است بنابراين حالا ميدانيم كه محل ما جايي روي دايره است.
اندازهگيري سوم، 3 كره يكديگر را فقط در 2 نقطه قطع ميكند. يكي از دو نقطه به عنوان غيرقابل قبول حذف ميشود. كامپيوترها در داخل گيرندههاي GPS روشها و تكنيكهاي مختلفي براي مشخص نمودن نقطه صحيح از نقطه غيرقابل قبول دارند.
اندازهگيري چهارم، Offset زماني اختلاف بين همزماني Clock ماهواره و Clock گيرنده ميباشد. نصب ساعتهاي اتمي در گيرندههاي GPS باعث گراني بيش از حد آنها ميشود، در گيرندهها از ساعتهاي دقيق كوارتز استفاده ميشود. اندازهگيري چهارم مقدار اين Offset را جبران مينمايد و نقطه صحيح را پيدا خواهد نمود. GPS سرعت را نيز اندازهگيري ميكند كه براي مسيريابي بسيار مهم است.
خطاهاي GPS
مدت زمان عبور سيگنالها از لايههاي يونسفروتروپسفر متغير ميباشد. وجود نويز باعث خطا يا تداخل در گيرنده ميشود. خطاهاي موقعيت مداري ممكن است در پارامترهاي ديتا وجود داشته باشد. پارامترهاي ماهواره بطور خلاصه سيستمي از موقعيتهاي ماهواره GPS در حوزه زمان ميباشد. اين اطلاعات مشخص ميكنند كه ماهواره در كجا و در چه موقع در هر نقطهاي بايد باشد. تغييرات بسيار كمي در ساعتهاي اتمي خطاهاي زيادي را باعث ميشود. خطاي يك نانو ثانيهاي در گيرندههاي GPS در روي زمين 3/0 متر در محاسبه مكان خطا ايجاد مينمايد.
عبور چند مسير سيگنال، محل ماهوارهها در فضا و SA باعث خط مي گردند.
عبور چند مسير سيگنال يا Multipath پديدهاي ميباشد كه آنتنهاي گيرنده سيگنال را از دو مسير يا بيشتر دريافت ميكند. اختلاف مسيري كه سيگنالها طي مينمايند باعث تداخل اين سيگنالها در آنتن گيرنده ميگردد و باعث خطا ميشود.
پيكربندي يا محل ماهوارهها در فضا ميتواند بر دقت مكانيابي ماهواره تاثير گذارد.
GDOP يك اندازهگيري از كيفيت پيكربندي ماهواره ميباشد و اشاره به اين موضوع دارد كه ماهوارههادر فضا با يكديگر در ارتباط هستند.
SA يا Selective Avalibi lity خطاهاي پارامتري و Clock مصنوعي را نشان ميدهد و باعث خطاي عمومي اندازهگيري از 70 الي 100 مترميشود. SA در چهارم جولاي 1991 فعال و در يكم مي 2000 خاموش گرديد.
خاموش نمودن SA باعث بالارفتن دقت اندازهگيري و در نتيجه ايجاد كاربردهاي جديد براي GPS و ارتقاء سطح زندگي مردم در اقصاء نقاط جهان ميشود.
توسعه تكنولوژي جديد اين امكان را ميدهد در مناطقي دقت GPS را كاهش دهند. ضمن اينكه اين كاهش در نقاط ديگر دنيا غير ضروري ميباشد.
مهندس ترابیان
منبع:
http://www.tcwmagazine.com/tahlil/m1-2.htm



